فرآورده فروشی بجای خام فروشی؛ مهمی‌که مغفول مانده‌است!

عمار خسروجردی را برای مصاحبه درباره‌ی تحریم‌های نفتی انتخاب کردم. هنوز هم صحبت‌های حاج عمار مقابل آقای باهنر در دانشگاه امام صادق علیه السلام در ذهنم مانده‌است، صحبت‌هایی راجع به نقش مجلس برای پیگیری مطالبات از وزارت نفت و نحوه‌ی واریز درآمدهای نفتی.
آن‌هایی که از نزدیک صحبت‌های حاج عمار را شنیده‌اند به صراحت و قاطعیت کلام به همراه مستند بودن صحبت‌های ایشان اذعان می‌کنند. ایندفعه خواستم صحبت‌های خوب و عدالتخواهانه‌ی ایشان را در قالب یک مصاحبه درآورم، ایشان نیز با گرمی‌از من استقبال کردند و در اولین روز ماه مبارک رمضان در دانشکده‌ی اقتصاد به بحث نشستیم. البته این متنی است که برای تریبون آماده کرده‌بودم و مقداری از صحبت‌ها به درخواست ایشون حذف شده‌است.

تریبون مستضعفین- محمدحمزه قدیری‌نژادیان

موضوع تحریم‌های نفتی چندی است که به موضوع داغ اقتصاد ایران تبدیل شده است. مردم خواه ناخواه با این تحریم‌ها درگیرند و یا اثرات آن را به صورت ملموس در زندگی‌شان دیده اند و یا حداقل از اثر روانی آن متأثر شده اند.

در همین موضوع به سراغ جناب آقای عمار خسروجردی پژوهشگر مرکز تحقیقات علوم انسانی اسلامی‌دانشگاه امام صادق علیه السلام و همچنین پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی‌رفتیم. ایشان فارغ التحصیل کارشناسی ارشد معارف اسلامی‌و اقتصاد از دانشگاه امام صادق علیه السلام می‌باشند و در کارنامه ی فعالیت خود سابقه ی عضویت درکارگروه نفت و گاز بسیج دانشجویی را دارا می‌باشند.

قسمت اول مصاحبه با ایشان با موضوع تحریم نفتی می‌باشد که در ادامه می‌خوانید و قسمت دوم نیز به تحلیل فضای کنونی اقتصاد ایران پرداخته شده است که در آینده منتشر خواهد شد.

موضوع تحریم‌ها تاریخچه‌ای نه چندان مختصر دارد، توضیحی در مورد این تاریخچه بفرمایید. ماهیت تحریم‌های گذشته با تحریم‌های کنونی چه تفاوتی دارد؟

از لحاظ تاریخی سابقه تحریم نفتی برمی‌گردد به ملی شدن صنعت نفت در کشور. زمان مرحوم آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق قانون ملی شدن نفت در مجلس تصویب شد. پس از آن کنسرسیومی‌که استحصال و فروش نفت ما را در اختیار داشت از کشور خارج شد، لذا تحریم شدیم؛ حتی تا حدودی بحث را به نهادهای حقوقی بردند و فشار جدی‌ای به کشور آمد. ولی وقتی از جهت اقتصادی صرف به موضوع نگاه می‌کنید می‌بینید که همان سال‌ها جزء معدود سال‌هایی است که تراز اقتصادی ایران مثبت می‌شود، یعنی علی‌رغم این‌که فشار اقتصادی روی ما خیلی شدید بوده است ولی مجموعاً صادرات و واردات تراز مثبتی پیدا می‌کند و آن شرایط از نظر اقتصادی صرف به نفع کشور شده بود. ما هرزمانی که در سختی قرار گرفته ایم مدیریت هزینه‌ها و مدیریت بودجه‌ی ما خیلی بهتر بوده است نسبت به زمانی که با وفور درآمد مواجه بودیم. وقتی در سختی باشید خیلی مقتصدانه‌تر عمل می‌کنید.

شرایط اقتصادی امروز ما در وضع تحریم با آن زمان خیلی تفاوت دارد. یک بعد جدی‌اش این است که بالاخره ما در ادوار مختلف بعد از انقلاب تحریم شدیم یعنی زمان جنگ و دهه ی هفتاد تحت عنوان قانون داماتو تجربه‌ی تحریم را داریم، یعنی فشار در بحث نفت خیلی زیاد بوده است ولی امروز شرایط به گونه‌ای نیست که تحریم‌ها اثرگذاری آن زمان را داشته باشد. به شرطی که مدیریت اقتصادی کشور در هر سه قوه نه فقط دولت یک مدیریت منسجم و هماهنگی باشد یعنی شما بتوانید از ظرفیت مدیریتی کشور به خوبی استفاده کنید.

یک زمانی ما واردکننده‌ی تام و تمام کالاها بودیم، امروز بخش زیادی از نیازهای ضروری خودمان را می‌توانیم در داخل تولید کنیم. شرایط اقتصادی ما نسبت به آن موقع این تفاوت را دارد که ما خیلی کشور قوی‌تری شده‌ایم هرچند ساختار اقتصادی ما تا یک حدی وابستگی دارد ولی میزان وابستگی ما نسبت به آن زمان خیلی کمتر شده است و ظرفیت تولید بسیاری از کالاهایی که امروز  وارد می‌کنیم در داخل کشور وجود دارد. امروز شرایطمان خیلی بهتر است.

من دشواری‌های تحمیلی فعلی را یک فرصت می‌دانم؛ یعنی این‌طور نیست که خیلی بترسیم و احساس کنیم خیلی وضعیت بد است. روایتی از حضرت رسول صلی الله علیه وآله الطاهرین است با این مضمون که اگر شما سختی را تحمل کنید بهتر است از این که راحتی‌ای را داشته باشید که بعد از آن سختی است. ما هرچقدر بهمان فشار در داخل بیاید که ما برویم به سمت عدم وابستگی به اقتصاد جهانی به نفع ماست. ما باید بتوانیم شرایط اقتصادی کشور را به سمت آن دیدگاه اقتصادی آقا سوق بدهیم: اقتصاد تولید محوری که نگاه صادراتی دارد.

این که می‌گویم به نفع ماست  از این جهت است که بالاخره ما نمونه‌های موفقی مثل بنزین داشتیم که تا فشار نیاوردند دست به مدیریتش نزدیم و اگر الان بهمان فشار نیاید بعدها هم فکر نمی‌کنیم که در برابر معضلات ارزی که برایمان به وجود می‌آورند چطور مقاومت کنیم. خیلی نکته‌ی مهم است یعنی خود این فشاری که الان دارد می‌آید به ما فشار بدی نیست ضمن اینکه این شرایط و فشاری که آمده است خودبه‌خود ما را مجبور می‌کند برگردیم به تولید کالاها در داخل خود کشور، یعنی ما یک بخش زیادی از تقاضایمان را ببریم در داخل خود کشور تأمین بکنیم و این هم زمینه‌ی این را فراهم می‌کند که ذخایر ارزی کشور حفظ بشود ضمن این که وضعیت مخازن نفتی مان یک وضعیت ایده‌آلی نیست؛ یعنی خود این زمینه اگر فشار را به ما وارد بکند باعث می‌شود که ما مجبور بشویم از فروش نفتمان کم بکنیم. تا مخازنمان بتوانند استراحت بکنند. یک فرصت است، تهدیدی نیست.

وقتی سهم ما در بازار نفت جهان کم بشود زمینه‌ی تهدیدهای جدی برایمام به وجود نمی‌آید؟

نه، این یک بارِ روانی خودساخته و یک فریب برای ماست، نه تنها برای ما که برای مجموعه‌ی کشورهای نفتی؛ علتش این است که شما وقتی در سبد صادراتی نگاه می‌کنید، اغلب کشورهای صادرکننده نفت واردکننده‌ی کالاهای اساسی هستند و بخش زیادی‌شان از معضلات اجتماعی مثل بیکاری رنج می‌برند. این نشان می‌دهد که خام فروشی و این تبلیغی که بالاخره شما صادرکننده‌ی نفت هستید و اگر نفروشید چنین و چنان می‌شود. این یک فضایی است که شما را ترغیب می‌کند به گسترش خام‌فروشی، خام‌فروشی نه ارزش افزوده‌ی بالایی دارد و نه تولید شما را بالا می‌برد و نه اشتغال‌زایی دارد، یک اثر روانی است که ما باید از آن فرار کنیم. مثل این که شما بجای نفت، فرآورده صادر بکنید چه قدر درآمد ارزی برای شما دارد تا این که بخواهید خود نفت را صادر بکنید.

خام فروشی، یک جنبه‌اش داخلی است که باید برویم به سمت این که نفت خام را به فرآورده‌‌های نفتی تبدیل بکنیم، جنبه‌ی دیگرش مربوط به مسائل خارجی ما می‌شود که مسئولین وزارت نفت می‌گویند در بازار نفت دنیا باید سهم داشته باشیم تا اینکه بتوانیم امنیت داخلی خودمان را تأمین کنیم، یعنی بگوییم خام‌فروشی در اصل بد است ولی از طرف دیگر باید سهممان را در بازار جهانی نفت حفظ کنیم تا این‌که نتوانند امنیت ملی ما را به مخاطره بیاندازند و یا به حمله نظامی‌تهدید کنند.

یک نکته ای خیلی مهم است، شما در بحث امنیت ملی یک تهدیدی دارید که خیلی روتین است یعنی همه دارند می‌بینند، مثلا تهدید می‌کنند که از شما نفت نمی‌خرند، یک موقع است که شما یک تهدید امنیتی دارید که سرتان را کلاه می‌گذارند، بین این دوتا خیلی تفاوت است، اینکه سر آدم رو کلاه بگذارند یعنی اینکه انسان احساس بکند که قدرتمند است درحالی که باطن آن چیزی که دارد اتفاق می‌افتد آن نیست.

من احساس می‌کنم که اگر ما تبدیل بشویم به یک صادر کننده فرآورده با کیفیت بالاتر خطر حذفمان برای آن‌ها بیشتر می‌شود. نکته‌ی دیگر هم این است که مجموعه ی امنیت داخلی و امنیت خارجی مثل دوحلقه ی به هم پیوسته اند، یعنی اگر شما نتوانید در داخل خود کشور بحث‌هایی مثل بیکاری را حل بکنید در بلند مدت با مسائل امنیتی خیلی کلان‌تری مواجه می‌شوید. ما باید نگاه بلندمدت داشته باشیم، این نگاهی که الان در داخل خود کشور مطرح می‌شود نگاه کوتاه مدتی است.

اگر این درآمد نفتی تبدیل بشود به یک فاکتوری که مجموعه ی چرخ‌های پشت سر خودش را در ساختار صنعتی فعال بکند، آن موقع در بلند مدت ما می‌توانیم تبدیل بشویم به کشوری که هم دانش فنی توسعه میادین نفتی را دارد هم اینکه توانایی صادرات کالاهایی را داریم با ارزش افزوده بیشتر.

مقام معظم رهبری هم در سال ۱۳۷۹ ابلاغیه‌ی جدی‌ای داشتند که در آن صنعت نفت کشور را از خام فروشی پرهیز دادند.

آن طرف قضیه ما باید ببینیم که ما تا کی می‌توانیم به صادرات همین ۲٫۵ میلیون بشکه نفت در روز ادامه بدهیم و مصرف داخلی را مدیریت کنیم که سهم صادراتی‌مان کاهش پیدا نکند. درست است که ما با اقداماتی مثل سهمیه‌بندی بنزین و هدفمندی یارانه‌ها میزان مصرف را کاهش دادیم ولی این شیب مصرف دوره اش شروع خواهد شد، با رشد کمتر.

اگر بخواهیم مصرف داخل را متناسب با رشد جمعیت و رشد اقتصادمان ادامه بدهیم، دربلند مدت نیاز داریم که یک تولید نفت پایدار داشته باشیم، اگر امروز به مخازنمان استراحت بدهیم برایمان خیلی بهتر است.

بحث امنیت عرضه نفت برای کشورهای توسعه‌یافته بسیار حیاتی است، تا جایی که بعضی مثل آقای دکتر درخشان حمله آمریکا به عراق را برای تأمین امنیت عرضه نفت تحلیل می‌کنند. با توجه به اهمیت امنیت عرضه نفت برای غرب، چه‌طور تحریم نفت ایران را طرح و پی‌گیری می‌کنند؟

یک موقع با نگاهی بلندمدت به دشمنت نگاه می‌کنی و یک موقع با نگاه کوتاه مدت. موضوع اصلی در رابطه با جمهوری اسلامی‌این است که جمهوری اسلامی‌نباید به عنوان یک الگوی موفقی که می‌تواند با ایستادگی در برابر غرب مشکلاتش را حل کند مطرح بشود. این به هر قیمتی نباید اتفاق بیافتد. حرکت به سمت مدل‌سازی کشورهایی مثل ترکیه برای جهان اسلام نیز در این راستاست. یکی از این راهبردها این است که شما حتی اگر در کوتاه‌مدت اقتصاد خودت هم ضربه بخورد نباید اجازه دهی یک الگوسازی جدیدی که معادلات فعلی را در جهان بهم می‌ریزد رخ بدهد. خیلی نکته‌ی مهمی‌است. عامل اصلی فشارها در منطقه این است.

نگاه غربی‌ها نسبت به ایران الزاماً یک نگاه نفتی نیست. آن‌ها یک مجموعه‌ای از نگاه‌های امنیتی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی را نسبت به ایران دارند.

هدف اصلی عدم تبدیل جمهوری اسلامی‌به یک الگوی موفق است. اگر ایران به عنوان کشوری که نشان داد با عدم وابستگی، موفق شده است تحریم‌ها را دور بزند، مشکلات اقتصادی درون خودش را حل کند مطرح شد، آن موقع خیلی از معادلات اقتصادی جهانی به هم خواهد ریخت. پس این که غرب علی‌رغم چالش‌هایی که در درون خودش دارد، یک نگاه بلندمدت دارد که اجازه‌ی ورود یک قدرت جدید به معادلات جهانی را ندهد. خیلی نکته‌ی مهمی‌است.

از جنبه ی اقتصادی، غرب برای این کمبودی که در بازار نفت ایجاد می‌شود چه تدبیری را اندیشیده است؟

فکر می‌کنم در کوتاه مدت به ذخایر استراتژیک خودشان روی می‌آورند. حدود ۱۰-۱۲ میلیارد بشکه ذخایر استراتژیک دارند این را عرضه می‌کنند که بازار را در کوتاه‌مدت کنترل کنند.

عربستان تا چه اندازه می‌تواند نقطه‌ی اتکای مطمئنی برای غرب باشد؟

فرض کنید که عربستان هم بخواهد کاهش تولید نفت را جبران کند؛ باز هم دو چالش جدی وجود دارد:

اولین چالش این است که اسپک یا ساختار پالایشگاه‌های نفتی در دنیا با نفت ایران هماهنگ شده است. نمی‌‌شود یک تغییر ساختار سریع در آن‌ها ایجاد شود. خودبه‌خود خیلی از آن‌ها نیازمند نفت ایران هستند.

بحث دومی‌که وجود دارد این است که عربستان تا چه زمانی می‌تواند به این بازی ادامه دهد؟ تا چه زمانی می‌تواند به مخازنش برای چنین تولیدی فشار بیاورد؟ این نکته ی خیلی مهمی‌است.

نکته سوم این است که عربستان در داخل دارد با یک مشکل اجتماعی مواجه می‌شود. مشکل عربستان هم صرفاً تحرکاتی که در شرق عربستان توسط شیعیان اتفاق می‌افتد نیست. عربستان با معضلی مثل بیکاری مواجه است که از لحاظ اجتماعی تهدیدش می‌کند.

حتی اگر عراق هم وارد این معادله بشود و بگوید من می‌توانم تولید نفت را تغییر بدهم، خریداران نفت ما چون تأسیساتشان را بر اساس نفت ما شکل داده اند در کوتاه‌مدت دست به تغییر نخواهند زد.

نکته‌ی بعدی هم این که این ما باید مدیریت عرضه‌ی نفت را در دنیا در دست بگیریم. چه با فاکتور نظامی، چه با فاکتور سیاسی و چه با فاکتور اجتماعی. ما می‌توانیم تنگه هرمز را ببندیم، این چیزی نیست که بخواهیم خیلی از آن بترسیم. خطبه‌ی آقای‌هاشمی‌در زمان جنگ را تلویزیون پخش کرد، ایشان می‌گفت که یا همه باید صادر کنند یا هیچ‌کس نباید صادر کند. این خط لوله امارات حجم محدودی را می‌تواند عبور بدهد. یعنی نمی‌توانند در بلند مدت از آن‌جا نفت صادر کنند.

یک نکته دیگر هم این است که نوسانات اقتصاد جهانی به آن‌ها اجازه این را نخواهد داد و تحریم در بلندمدت وارد مراحل جدیدتری می‌شود.
ادامه دارد…

این مطلب در:

خبرگزاری فارس
خبرفارسی


یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (امتیازی داده نشده)
Loading...

بازتاب

بازتاب URL برای این نوشته:
http://www.khanetab.ir/wp-trackback.php?p=771

ارسال دیدگاه