عبوری سریع از “کوچه‌ی نقاش‌ها”

کتابِ شیرین ِ کوچه نقاش‌ها بیشتر از آنکه کتاب خاطرات رزمنده و یکی از فرماندهانِ منحصر بفرد جنگ یعنی سیدابولفضل کاظمی‌باشد، سندی است بر حقایق جنگ‌هایی که شاید بیشتر وارونه و کلیشه‌ای روایت شده است. راوی تماماً به دنبال بیان حقایقی است از هشت سال دفاع مقدس و مشخص است کمتر به زبان شعارگونه و کلیشه‌ای علاقه دارد و از آن پرهیز می‌کند، آنچه که در ادبیات دفاع مقدس پیشتر جای کلام صادقانه و حقیقت‌گونه را گرفته بود و نتیجه‌ی آن هم جنگ گریزی یا همان شعار گریزی شد. در عوض کلام روای آمیخته به اصطلاحاتی است لوطی‌مآبانه و هنر تدوین‌گر اثر بر حفظ این لحن بوده است.

کوچه نقاش‌ها اسم کوچه‌ای است در طهران قدیم، محله‌ی سید و دوستانش که بعدها بسیاری از آن‌ها پر می‌کشند. خاطرات  از کودکی‌اش در آن کوچه شروع می‌شود و اشارات راوی به مختصات روحی و رفتاری پدرش، آمادگی روحیات لوطی گرایانه‌ی راوی را برای خواننده بیشتر می‌کند. فصل‌های ابتدایی کتاب بیشتر به توصیف فضای حاکم بر زندگی راوی و  همچنین محله‌ی کوچه نقاش‌ها می‌پردازد و بیان کننده ی واقعیت‌های زندگی شهدای آینده‌ی انقلاب و دفاع مقدس است.
 بیان شیوا و صداقت در کلام، خود را در لحن ِ شیرین راوی نشان می‌دهد و خواننده زندگی مردم را با زندگی مردمانی که بعدها به شهدا می‌پیوندند، می‌تواند تطبیق دهد و دچار جبر به خیال پردازیِ مثبت‌گونه در مورد شهدایِ انقلاب اسلامی‌نمی‌شود. 

سیدابوالفضل کاظمی‌از جهت دیگر نیز راوی منحصربفردی ست. فرمانده‌‌ی داوطلبی که در کنار بسیاری از بزرگان جنگ و اسطوره‌های انقلاب طعم مبارزه را چشیده‌است. روایت‌های کاظمی‌از شهید رجائی، شهید چمران، جاویدالاثر احمد متوسلیان، شهید ابراهیم همت، محمد کوثری، شهید علی اصغرارسنجانی و… بسیار خوب بر جان خواننده می‌نشیند. علاوه براین، راوی روحیه‌ی آزاد منشانه‌ای دارد و به اصطلاح در زیر هر عَلمی‌سینه نمی‌زند و بر هر فرمانی لبیک نمی‌گوید، همین موجب بسیاری بکش درازها در خاطرات کاظمی‌می‌شود و در کنار روحیه‌ی لوطی منشانه‌ی او، روایتی جذاب و پرالتهاب را برای خواننده‌ی این اثر به ارمغان می‌آورد و او را سخت پاگیر خود می‌کند.

روایت‌های کاظمی‌بدلیل سیر راوی در پیدا و پنهان جنگ اثر کوچه نقاش‌ها را متفاوت کرده‌است. تجربه‌ی خوب کاظمی‌از جبهه‌ی غرب و همراهی با شهید چمران در آزادی مناطق جنوب از او فردی پخته می‌سازد و درسال ۱۳۶۵ به همراه علی اصغرارسنجانی فرماندهی گردان میثم را بر عهده می‌گیرند اما این موجب نمی‌شود سید از لوطی‌گری‌اش دست بردارد و حواسش از نیروهایش پرت شود. همین روایت دوگانه از حال اتاق فرماندهی و جمع‌های بسیجیانِ میثم و خصوصاً هیئت‌هایشان، شیرینیِ روایت کاظمی‌ست.

سیدابولفضل کاظمی‌در روایت صاف و صادقانه‌اش هیچ‌گاه پشتوانه ی روحی خودش را فراموش نمی‌کند و خاطرات خودش و همسرش، اینطور به خواننده می‌فهماند، کاظمی‌خیالش از خانواده‌اش راحت است و همسرش را فردی مدیر و مدبّر و دلسوز و همدل با رزمندگان معرفی می‌کند. او هیچ‌گاه از غیبت‌های طولانی مدت سیدابولفضل شکایت نمی‌کند و بالعکس با رفتارش او را تشویق به جهاد می‌کند. بطور مثال وقتی کاظمی‌روزی از خط به تهران برمی‌گردد، متوجه آب‌ دادگی از سقف خانه می‌شود و علت عدم تعمیرش را از همسرش، فاطمه می‌پرسد و او در جواب می‌گوید: (( از قصد درستش نکردم. این چک چک و نم و سرمای اتاق، منو یاد سنگر و جبهه و رزمنده‌ها می‌اندازه. حس می‌کنم تو سنگر هستم. دوست داشتم تو این حال بمونم.))
با این حال سرانجام فاطمه و سیدابولفضل در اواخر کتاب، خواننده را سخت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

خواننده‌ی کتاب کوچه نقاش‌ها صرفاً خاطرات یک رزمنده را نمی‌خواند بلکه همراه خاطرات او می‌خندد و می‌گرید. از این رو خواننده ارتباطی خوب با راوی پیدا می‌کند و این موضوع در نیمه‌ی دوم کتاب بطور محسوس‌تری مشاهده می‌شود.

کتاب “کوچه نقاش‌ها” خاطرات تن‌ها فرمانده‌ی بسیجی هشت سال دفاع مقدس، سید ابولفضل کاظمی‌است و مراحل گفتگو و تدوین را راحله صبوری به خوبی برعهده گرفته‌است. این اثرِ حدوداً ۵۴۰ صفحه‌ای از جانب انتشارات سوره‌مهر در سال ۱۳۸۹ به چاپ هشتم رسید و به قیمت هر جلد ۸۵۰۰ تومان فروخته شده‌است.

پ.ن: پیشنهاد می‌کنم مصاحبه‌ی تبیان با سیدابولفضل کاظمی‌و روایت قافله شهدا را از دست ندهید.


یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (امتیازی داده نشده)
Loading...

بازتاب

بازتاب URL برای این نوشته:
http://www.khanetab.ir/wp-trackback.php?p=752

ارسال دیدگاه