تفاوت در نگاه به آرمانخواهی

چند روز قبل بود که یکی از دوستان را که در مجموعه ای باهم فعالیت می‌کردیم، می‌بینم و بعد از صحبت‌های مرسوم از او می‌پرسم راستی فلانی چه خبر از مطالبه ی تولید علم از دانشگاه؟ با تعجب می‌گوید:« کدام؟» می‌گویم چطور باید یادت رفته باشد، قضیه ای که آن همه بر سر آن هزینه دادی و باهم بر سرش بحث داشتیم، یادش می‌افتد که کدام اتفاق را یادآوری می‌کنم و پاسخ می‌دهد:«هیچی، نگذاشتند کار کنیم و پروژه‌های جدید آمد و …»

کم پیش نیامده است که کارها و پروژه‌های فرهنگی و انقلابی را دیده ام که درآغاز با چنان شدت و هدّتی شروع می‌شوند که اگر اولین بارت باشد که با آن‌ها برخورد کرده ای، فکر می‌کنی در آینده ای نزدیک چنان نتایج درخشانی از آن‌ها خواهی دید که به نهایت آرمانخواهی در آن مقوله می‌رسند و همه ی جاده‌ها را هموار می‌کنند اما نتیجه ای که معمولاً از آن‌ها بدست می‌آید تب سرد پس از آن خروش اولیه شان است. معمولاً این پروژه‌های ناگهانی ویژگی اصلی شان دوچیز است، یکی غلبه بسیار احساسات، دوم سطحی بودن آرمانخواهی و مطالبه گری شان بجای توجه به مسائل عمیق و بلند مدت
البته این حرف من اشتباه نشود که با تمام کارهای دفعی و ایزایی مخالفم و از آن‌ها رویگردان، نه، می‌گویم که آن جای خودش و کار عمیق و بلند مدت هم جای خودش و اگر روزی تمام پروژه‌های یک مجموعه پویا به مسائل دم دستی و زودگذر و احساسی اختصاص یابند، باید آن روز به بقای آن مجموعه بدبین بود.

بطور کلی برخورد با مسائل آرمانی می‌تواند به دو صورت یا تلفیقی از این دو صورت باشد، می‌توان تنها چشم به امروز دوخت و برای مشکل امروز چاره اندیشید و هم می‌توان نگاه به آینده داشت و برای بقای یک تفکر و اندیشه، تدبیر کرد. بنظر می‌رسد اگر به اسم انقلابی گری و مبارزه با تساهل و تسامح، صرفا به کارهای زود گذر بیافتیم، دچار شتابزدگی می‌شویم و بالارفتن میزان خطایا و اشتباهاتمان را درپی دارد و در مقابل هم اگر صرفاً به اسم کارهای بنیادین و ریشه ای، صرفاً مشغول به تفکر و اندیشه ورزی باشیم موضوعیت مجموعه در تعارض با اصلاح گری و پیاده سازی تفکراتمان قرار می‌گیرد. ایده آل بنظر می‌رسد ترکیبی منطقی از این دو سلوک باشد.

در همین چند روز گذشته بعضی از فیلم‌هایی که حرف و حدیث‌هایی به همراه داشتند مورد اعتراض عده ای از دوستان انقلابی قرار می‌گیرند که باید اکران این فیلم‌ها متوقف شود و تجمعات خیابانی و تهدید و ترعیب هم البته چاشنی این اعتراضات است. تا این جای مسئله بجز چندی از جزئیات مشکلی دیده نمی‌شود ولی وقتی که تمام فعالیت‌های یک گروه و دسته متوقف به این رفتارهای سلبی و اعتراضی است(که در جزئیات اعتراضات هم بحث است)، آیا نباید نگران بود که آخر این ماجرا قرار است به کجا ختم شود؟ تابحال این دوستان که مجموعه ای کوچک از مجموعه ی انقلابی‌ها را تشکیل می‌دهند، شده است که بروند و به فکر تربیت نیرو در این عرصه بیافتند یا اینکه به فکر این باشند که چگونه از ساخته شدن چنین فیلم‌هایی پیشگیری کنند؟  چرا این شور و هیجان را برای هجوم بردن به دوره‌های مطالعاتی و به کارگرفتن قلم و اندیشه‌ها برای درآوردن مجلات و نشریات سازنده شاهد نیستیم؟ مگرنه که خیلی سخت نیست هراز چندسالی یک فیلم مشکل دار دربیاید و برویم سینما را تهدید کنیم!!
در همین عرصه ی سینما تفاوت این دوستان را با کسانی که به موقع می‌خروشند و به موقع کارفکری و بلندمدت می‌کنند می‌توانید ببینید. بطور مثال جشنواره ی مردمی‌فیلم عمار که سال ۹۰ دومین جشنواره آن توسط دفتر مطالعات فرهنگی جبهه انقلاب اسلامی برگزار شد را با حرکات اخیر کسانی که اعتراضشان منحصر به تجمعات با تهدیدات عجیب و غریب است مقایسه کنید. قضاوت با شما !


یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (1 امتیاز, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...

بازتاب

بازتاب URL برای این نوشته:
http://www.khanetab.ir/wp-trackback.php?p=569

ارسال دیدگاه