رشد اندیشه‌ها؛ درسایه ی تضارب آراء


دارم در کتابخانه ی اتاق نگاهی به کتاب‌هایی که بعضاً در گوشه و کنار کتاب‌های دیگر از دیده شدن، پنهان مانده اند می‌کنم. چشمم به یک مجله ای می‌افتد که یادم نیست که از کجا بدستم رسیده است و خیلی آشنا نیست. “بازتاب اندیشه” در مطبوعات ایران نام این نشریه است که این شماره ای که درحال نگاه کردنش هستم مربوط به اردیبهشت سال ۱۳۸۲ است. برایم جالب است که خودم را در حال و هوای مطبوعات آن روز دوم خرداد ببینم و مقداری از حرف‌هایی که آن روز به اصطلاح مد بود را بخوانم.

مقاله‌ها کاملاً نزدیک به فضاهای فکری رایج آن دوران است صحبت از آزادی بیان، حقوق بشر، گفتگوی تمدن‌ها، تروریسم و … مقداری از آن فضا را برای من که آن موقع خیلی هم سر در مطبوعات نداشتم ولی بواسطه سیاسی بودن خانواده مان با آن فضا و ادبیات بیگانه نیستم، تداعی می‌کند.

مقاله ای را که چیکیده اش ناآشنا با فضای فکری و باورهایم است را شروع به خواندن می‌کنم. مقاله “مردم سالاری دینی یا مردم سالاری دینداران” که مربوط به روزنامه آفتاب (شماره ۲۳) است. هرچه از خواندن مقاله می‌گذرد جملات و باورهای عجیبی که نشان از باورهای غلط نگارنده دارد بیشتر برایم عیان می‌شود. نویسنده اعتقاد دارد که حکومت و دولت یک ساختار عرفی و خنثی دارند و نمی‌تواند پسوند دینی بگیرد و از این فراتر روندی که پسوند دینی به آن اضافه می‌شود را منجر به استعمار می‌بیند. بسیار از این عقاید نگران می‌شوم که چرا در فضای مطبوعاتمان چنین تفکراتی رواج می‌یافت و نگرانی اصلی ام از این است که چرا کسی به این حرف‌ها پاسخی نمی‌داد. با نگرانی به سراغ انتشارات نشریه می‌روم می‌بینم که نوشته است که “مرکزپژوهش‌های اسلامی‌صدا و سیما” بیشتر که به تورق نشریه می‌پردازم می‌بینم که در انتهای هر متن عباراتی پررنگ تر قرار دارد به اسم “اشاره“. مقداری که از آن را می‌خوانم می‌بینم که به جواب مقالاتی که نقدی به تفکراتشان وارد است، پرداخته است. آنقدر خوشحال می‌شوم که دوست دارم بیشتر از این مقالاتی که حرف‌های آن را قبول نداریم می‌نوشتند و اندیشمندان معتقد و عالم از جمله “مرکزپژوهش‌های اسلامی‌صدا وسیما” در قم، جوابشان را می‌دادند.

واقعیت همین است که اسلام چیزی از درونش کم ندارد که بخواهد با بستن دهن‌ها و شکستن قلم‌ها، مانع از اظهار افکار مخالفش شود بلکه در فضایی که صاحبان تفکرات دیگر  حرف‌های خودشان را بی محابا بزنند و از آنطرف عالمان دینی ای که مجهز به علوم روز می‌باشند، پاسخ دهند و تبیین کنند، حقیقت خودش را برای شاهدان این مناظره‌ها و بحث‌ها نشان می‌دهد و اسلام شکستی در ادله و تبیین ندارد چرا که حق است و باید به این ایمان داشت.
البته بحثی به نام “کتب ضالّه” در مباحث فقهی ما وجود دارد  که ترویج و خواندن آن حرام شمرده شده است و درست است که نباید اجازه داد که این مباحث و کتب بدون پاسخ‌هایش در بین مردم عوام ترویج شود ولی راه برای عالمان دینی بسته نیست و آن‌ها می‌بایست که این مباحث اغفال کننده را به همراه پاسخ‌هایشان در اختیار مردم قرار بدهند. تنها یک نکته نباید اشتباه شود که هر مطلبی که به ذائقه ی ما خوش نمی‌آید را نباید انگ “کتب ضالّه” بهش زد و توقیفش کرد و حتی اگر تفکر مخالفی هم در آن باشد ولی اغفال و غرض ورزی در آن نیست را می‌بایست تحمل کرد و در مقام پاسخگویی به آن برآمد.

بنظر می‌رسد روزی که این تضارب آراء و کنش‌ها و واکنش‌های منطقی بین عالمان و نخبگان جامعه در محیطی اخلاقی بوقوع بپیوندد، روز روشن رشد اندیشه‌هاست، همین طور که امروز هم جایگاه بسیار خوبی داریم با تمام انتقاداتی که به جامعه علمی‌مان وارد است.


یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (امتیازی داده نشده)
Loading...

بازتاب

بازتاب URL برای این نوشته:
http://www.khanetab.ir/wp-trackback.php?p=399

ارسال دیدگاه