استحالۀ فرهنگ ِ نقد

هیچ وقت نمی‌شود به راحتی معروفی را منکر کرد و یک شبه تمام ذهنیت‌های خوب جامعه را راجع به یک معروف و امر حق پاک کرد. استحاله فرهنگی جامعه از تغییر ذهنیت‌های آن جامعه نسبت به باورهای خودش شروع می‌شود و به منکرهای بدیع تبدیل و در طی زمان به معروفات جدیدی در فضای اندیشه‌ای نو، تبدیل می‌شود. این روند در مورد تمام معروفاتی که امروز منکر شده اند و جامعه آن را نمی‌پسندد و یا بالعکس، مصداق دارد. بطور مثال در دوره‌ای از تاریخ انقلاب اسلامی‌ایران، داشتن‌های تجملاتی امری ناپسند بود ولی بعد از گذار از یک دوره گرایش ِ بعضی از مسئولان ِ نظام به دارائی‌های نامتعارف و زندگی‌های آنچنانی، بخشی از جامعه که می‌توانست خود را به ثروت‌های بادآورده برساند، رساند و بعضی دیگر نیز که دستشان کوتاه بود، آرزوی زندگی تجملاتی در سر می‌پروراندند. صدا وسیما که روزی نمایشگر زندگی واقعی جامعه بود تبدیل به عرصه‌ای برای نمایش خانه‌های بالاشهر شده بود و فیلم سازی در نماهای جدید کلید خورد. این موضوع راجع به هر پدیده استحاله شده‌ای قابل بازنگری است و جریانات سیاسی مختلف نیز نمی‌شناسد. یا اینکه افشاگری از ندانسته‌ها و زندگی خصوصی افراد در دوره‌ای امری مذموم بود ولی بعد از رفتارهای سیاسی بعضی از مسئولین در دوره‌های بعدی تبدیل به بیان حقایق و شفاف سازی شد و امری معروف گردید.
خوب یا بد، رفتارهای مسئولین فرهنگ ساز است. اگر بخواهیم اصلاحی را در فرهنگ جامعه پدید بیاوریم باید از مسئولین پرسید چگونه عملاً دعوت گر بوده‌اید؟

فرهنگ نقد در جامعه را نمی‌شود در میان افراد جامعه جا انداخت، جز اینکه مسئولین گوش شنیدن نقد داشته باشند و با انتقادات به مثابه تهدیدی برای جایگاهشان نگاه نکنند. منتقدین دلسوزان جامعه اند و رشد جامعه را رقم می‌زنند، اگر شنیده شوند. البته هر طیفی از افراد نیت‌های خوب و بدی ممکن است داشته باشند و نیت خوانی از منتقدین کار آسانی نیست. نمی‌شود گفت کسانی که به نامزدی در انتخابات رأی نداده اند منتقدین مخرب هستند و کسانی که رأی داده اند منتقدین دلسوز! باید برای دریافت بازخوردهای مثبت و منفی از کارها، مسئولین اجرایی سعه صدر بالایی در برابر منتقدین داشته باشند.

آن پیامی‌که از مسئولین دولت تدبیرو امید به گوش می‌رسد، تنگ شدن عرصه نقد بر منتقدین دولت است، حتی اگر نقاط ضعفی چون توزیع عجیب سبد کالا را بر روی میز داشته باشند حالا دیگر نقد به توافقنامه ژنو و دادن یا ندادن حق غنی سازی به جمهوری اسلامی‌ایران جای خود دارد. البته رئیس دولت از مدیریت ضعیف توزیع سبد کالا عذرخواهی نمود ولی پیش از این برخی از رسانه‌های همسو با دولت انگ سیاسی بودن به این انتقاد را زدند.

اتفاقی که از آن نگرانم این است که کم کم منتقدین دولت یازدهم هرکدام با گرفتن برچسبی چون “افراطی”،”مفسدان حامی‌تحریم”، “حسود”، “قانون گریز”، “بی سواد”، “تغذیه شده از جایی مشخص” و … از میدان به در بشوند و بعد از چند سال، برای جامعه دستگیری افراد بدلیل ساده ترین نقدها امری طبیعی شود. البته قبلاً نیز منتقدین مورد عتاب بوده اند ولی مسئولین اجرایی در این زمینه یا سعه صدر خوبی داشته اند و یا با این خصیصه جامعه کنار آمده بودند.
مسلم است که نگارنده هر نوشته و کلامی‌که عنوان نقد بگیرد را نقد نمی‌داند و مشخصاً نقد ِ در چارچوب حقوق و اخلاق اسلامی‌را نقد می‌شناسد.


یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (امتیازی داده نشده)
Loading...

بازتاب

بازتاب URL برای این نوشته:
http://www.khanetab.ir/wp-trackback.php?p=1453

ارسال دیدگاه