ارسال های قرار گرفته در یادداشت

۲۷ دی ۱۳۹۲ - ۰۱:۴۶

یادآوری‌های مکرّر

دوربین‌هایی که برای کنترل سرعت در بزرگراهها نصب می‌کنند را حتماً دیده‌اید. یکی از ویژگی‌های این دوربین‌ها اینست که گاهی بی دلیل چراغ و فلشی می‌زنند تا رانندگان حضور دوربین را فراموش نکنند و نخواهند سرعتی بیش از سرعت مجاز بروند. پیش خودم فکر می‌کردم، مشکلات و امتحاناتی که در زندگی انسان‌ها برایشان پیش می‌آید […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۳۰ دی ۱۳۹۱ - ۲۳:۴۷

استدلال ساده برای ننوشتن

این اتفاق برای هرکسی ممکن است بیافتد، نه من و نه هرکس دیگری هم از این مستثنی نیست. وقتی که نوشتن نمی‌‌آید کاری نمی‌شود کرد باید منتظر باشی تا موعدش برسد و بیاید. من هم مدتی در حالت کما رفته بودم و جوهر قلمم را حال و حوصله تعویض کردن نداشتم. این ممکن است نگاه […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۷ شهریور ۱۳۹۱ - ۲۳:۳۷

مطلق پنداری؛ آفتی برای سیاست

سیاست ِ ما اگرچه عین دیانتمان است، اما این بدین معنی نیست که از آفات ِ مخصوص خودش دور است، بلکه آفت‎های سیاست می‌تواند آفت ِ دین نیز شود چراکه این دو باهم عینیت دارند. یکی از آفت‌هایی که دست به گریبان ِ سیاست ِ متدینین می‌شود دام مطلق پنداری در سیاست است. مطلق پنداری […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۳ شهریور ۱۳۹۱ - ۲۲:۰۷

تأثیر معنوی اجلاس غیرمتعهدها بر اقتصادمقاومتی

اگرچه که اجلاس غیرمتعهدها قرار بود به رویش‌های ِ ملموس ِ سیاسی، مثل خودنمایی ایران در دنیای متوهمانه‌ی غرب بیانجامد اما باید گفت که در کنار اتفاقات خوب درعالم سیاست از اتفاقات و حادثه‌های معنوی‌ای که رخ داده نباید گذشت. معنوی از آن جهت که ملموس نیستند و معیار و مقیاسی برای سنجش آنها تعریف […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...

۱۳ مرداد ۱۳۹۱ - ۲۳:۴۳

ذوق می‌کنم و می‌خندم

مجبور می‌شوم که از مجلس خارج شوم، همان دور و اطراف پسر بچه ای شیرین که نگاهی جدی دارد از من می‌پرسد: “نماز خونه کجاست؟” برمی‌گردم و لبخندی بهش می‌زنم و می‌گویم: “اون طرف پشت اون ساختمون‌ها” می‌گوید: “دوره؟” پاسخ می‌دهم: “آره تنها نمی‌تونی بری” می‌رود و باز برمی‌گردد و می‌گوید: “می‌تونی من رو ببری […]

» باقی این نوشته را بخوانید ...