شهریور ۴, ۱۳۹۴

نگاهی غیرسیاسی به ریزش اخیر بازار سرمایه

پس از جمع‌بندی وین بازار بورس اوراق بهادار برخلاف پیش‌بینی‌های بخشی از مردم و مسئولین راه نزول درپیش گرفت و از این جهت موجب تعجب آنان شد. این سؤال در اذهان پدید آمد که چگونه می‌شود فردای جمع‌بندی هسته‌ای شاخص بورس به عنوان دماسنج اقتصاد در عوض رشد چند درصدی به نزول پیاپی خود در چندین روز متوالی ادامه بدهد و داستان رکود این بازار مالی همچنان ادامه دار باشد.

افراد مختلفی با جهت‌گیری‌های متفاوت به توضیح این پدیده پرداختند و از ظن خود این پدیده را تحلیل کردند. عده‌ای این موضوع را سیاسی قلمداد نموده و این موضوع را مرتبط با جریان القاء یأس و ناامیدی دانستند و گفتند دلواپسان می‌خواهند جشن جمع‌بندی هسته‌ای را به کام ملت تلخ کنند و دیگرانی نیز با نگاه کارشناسی این اتفاق را توضیح دادند. در این مقال با رد فرضیه سیاسی بودن ریزش بورس، علل اصلی ریزش بورس به اختصار توضیح داده می‌شود.

 

اول: انتظارات فعالین بازار سرمایه

انتظارات جایگاه به خصوصی در تحلیل بازارهای مالی دارد و تحلیل گران برای پیش‌بینی روندهای آتی بر انتظارات فعالین بازارها تکیه می‌کنند. در بازار بورس نیز که از آن به عنوان یک موجود زنده یاد می‌شود، انتظارات آتی نقش به سزایی در شکل گیری روندهای کنونی بازار دارد. به عنوان مثال بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۹۲ فعالین بورس بدون آنکه تغییری واقعی در اقتصاد مشاهده کنند، صرفاً با توجه به اینکه انتظارات نسبت به آینده اقتصاد تغییر یافته است، اقدام به خرید در بازار بورس نموده و سال ۱۳۹۲ را با رشد ۱۰۷ درصدی بورس یک سال تاریخی برای این بازار مالی رقم زدند.

علت اصلی ریزش بعد از جمع‌بندی وین نیز ریشه در همین انتظارات فعالین بورس داشت که به دلیل وقایع بعد از بیانیه لوزان در آنان پدید آمده بود. در ادامه به چگونگی شکل گیری انتظارات فعالین بورس اشاره می‌شود.

اندکی پس از بیانیه لوزان ریزش و رکود در بازار بورس ادامه پیدا کرد و نگرانی فعالین بورس را در پی داشت. بورس اوراق بهادار که قبل از توافق ژنو ارزش معاملات روزانه بیش از ۳۰۰ میلیارد تومانی را تجربه نموده بود، در طی بیش از یک سال گذشته ارزش و حجم معاملات بسیار پایینی را به خود می‌دید. پس از بیانیه لوزان اعتماد فعالین بورس به این بازار می‌توانست بهبود یابد و انتظارات بهتری را برای آنان پدید بیاورد ولی این انتظارات به نوعی سرکوب گردید و نتیجه آن نیز پس از جمع‌بندی نهایی خودنمایی کرد.

به زعم نگارنده علت این ریزش‌ها به اثرگذاری مسئولین بر این بازار برمی‌گشت و آنطور که از اظهارات و عملکرد آنان برمی‌آمد، نگران تکرار رشدهای هیجانی در سال ۹۲ بودند و با این توجیه که هنوز اتفاقی در واقعیت اقتصاد نیافتاده است و بوسیله عرضه‌های اولیه و چراغ مثبت نشان دادن به عرضه‌های نامتعارف حقوقی‌ها، موجب ادامه دلسردی فعالین بورس گشتند. استدلال مسئولین صحیح باشد یا غلط بهرحال اقدام آنان موجب گردید که اعتماد به بازار بورس باز نگردد و این هشدار به فعالین این بازار داده شود که بعد از توافق احتمالی نیز قرار نیست بازار رشد آنچنانی بکند.

وزیر اقتصاد قبل از بیانیه لوزان در مصاحبه‌ای اعلام می‌کند که نهادهای مسئول آماده رویارویی با تبعات ناشی از بیانیه احتمالی هستند و برای بازار سرمایه نیز برنامه دارند. وزیر اقتصاد اظهار کرد[۱]: «در حوزه بازار سرمایه این امکان وجود دارد که ما شاهد شوک مثبت باشیم که طبیعتاً در آن حالت آمادگی داریم. اتفاقاً در این حالت، آمادگی‌ها بیشتر است. یعنی در شرایط رونق بازار سرمایه‌ خیلی از سیاست‌ها را بهتر می‌توانیم دنبال کنیم. بانک‌ها در حال حاضر مکلف شده‌اند از بنگاه‌داری خارج شوند و اموال و دارایی‌های خود را، چه بنگاه‌ها، چه املاک و چه مستغلات را بفروشند. در شرایط رونق بازار سرمایه این سیاست خیلی بهتر قابلیت اجرا دارد».

این گفته وزیر اقتصاد بعد از بیانیه لوزان نیز توسط رئیس سازمان بورس اوراق بهادار تأیید شد و رسماً سیاست سازمان بورس اوراق بهادار عرضه‌های اولیه‌ای اعلام شد که پیش از این به دلیل رکود بازار سرمایه فرصت عرضه نداشتند. رئیس سازمان بورس اوراق بهادار سه روز کاری بعد از بیانیه لوزان اعلام کرد[۲]: «بنا داریم در روزهای پیش‌رو در عرضه اوراق بدهی و عرضه‌های اولیه شتاب بیشتری کنیم و بر این اساس در هفته جاری و نیز هفته آینده عرضه‌های اولیه زیادی را در بورس شاهد خواهیم بود که می‌تواند فرصت خوبی را برای سرمایه گذاران ایجاد کند». بعد از بیانیه لوزان وعده ۲۰ عرضه اولیه به بازار داده شد که در واقع قسمتی از سهام شرکت‌های سیمان خوزستان، فولاد هرمزگان، پتروشیمی‌مبین و… در بازار عرضه شد.

» باقی این نوشته را بخوانید …


یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (امتیازی داده نشده)
Loading...

فروردین ۲۶, ۱۳۹۳

لزوم ِ حفظ ِ حدود ِ فصل با غرب

اسلام و غرب اگرچه در بعضی از طرق باهم اشتراک دارند ولی هیچ کس منکر این موضوع نیست که اهداف اسلام کجا و اهدافی که تئوری‌های غربی برای جامعه ترسیم کرده‌اند کجا؟ ما برای رسیدن به مدینه النبی می‌کوشیم و آن‌ها برای رسیدن به جامعه مدنی و آزاد. اما این اهداف ِ متفاوت و غالباً متناقض، در گوشه‌هایی از مسیر به نقاط مشترکی می‌رسند که کم خردان و عوام جامعه را به این توهم می‌کشاند که گویی این دو در اهداف مشترک‌اند و تفاوتی در هدف نیست. درصورتی که این مشابهات در مسیر تنها بدلیل آن گوشه مشترکی است که برای این دو تفکر وجود دارد و آن آبادانی و پیشرفت در دنیاست. غایت غرب به این برمی‌گردد و چون در هدفش دچار اشتباه شده در اکثر مسیر نیز به اشتباه و بیراهه می‌رود ولی اسلام می‌کوشد آخرت فرد را آباد کند و هدف فرعی‌اش نیز زندگی نیکو در دنیاست و این قسم دوم موجب می‌شود که بعضی اسلام و غرب را دارای اصول مشترک در اهدافشان بدانند.

این موضوع برای کسانی که از تمایزهای عمیق این دو نگرش باخبرند موجب نگرانی می‌شود که نکند عوام، جامعه آرمانشهر خود را در دایره مفهومی‌دیگری بخواهند جستجو کنند و دچار اشتباه در تاکتیک شوند. اصولاً جنگ تبلیغات و اطلاع رسانی و در دست گرفتن نبض اخبار، به این دلیل بین این دو نگرش وجود دارد و هرکدام سعی در نشان دادن تمایز خود با مقابل هستند و ناکارآمد بودن نگرش مقابل را بیشتر نشان می‌دهند. البته در این جنگ، حق و باطل برای کسانی که به پایه‌های این شکاف در نگرش‌ها توجهی نداشته باشند، ممکن است دچار سوء برداشت شود. همین موضوع عامل اصلی است که انقلابیون ۵۷ در ادامه راه باهم دچار اختلاف در راهکارهای اجرایی شوند. نزاع‌های اولویت داشتن توسعه و عدالت بر دیگری، مذموم بودن یا مورد پذیرش بودن رفتارهای تجملاتی مسئولین، نرمش‌ها و مقاومت‌ها در سیاست خارجی، اختلاف در مصادیق اعتدال یا تندروی و … به این تفاوت در نگرش‌ها برمی‌گردد.

نگاه من به نامگذاری‌های هرسال قبل از اینکه بعنوان یک دستور کار سراسری به نهادهای حاکمیتی و مردمی‌باشد، از جنس بالاست که ما نباید نقاط مشترکی که با غرب داریم را دلیلی بر مشترک بودن مسیرمان بگذاریم. اگر اسلام به اقتصاد اهمیت داده است، نام آن جهاد اقتصادی است نه مفهوم تجارت یا بیزینس در غرب. ما به فعالیت‌های اقتصادی خودمان نیز می‌بایست رنگ معنویت بدهیم. اگر می‌خواهیم با مدیریت فوق العاده و فراتر از زمان و امکانات معمول، امورات اقتصاد و فرهنگ را سامان بدهیم، نام آن مدیریت جهادی است نه مفهوم تکنوکراسی و همچنین در مورد مردم سالاری دینی و دموکراسی نیز قابل بیان است. بهرحال این دو نگرش متمایز نیاز به حفظ خط فصل‌های خودشان دارند.

اگر می‌خواهیم خط فصل خود را با غرب حفظ کنیم و تکیه بر هویتمان بکنیم راهش پیروی نکردن حتی در مفاهیم لفظی، از غرب است.


یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (1 امتیاز, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...

بهمن ۱۸, ۱۳۹۲

استحالۀ فرهنگ ِ نقد

هیچ وقت نمی‌شود به راحتی معروفی را منکر کرد و یک شبه تمام ذهنیت‌های خوب جامعه را راجع به یک معروف و امر حق پاک کرد. استحاله فرهنگی جامعه از تغییر ذهنیت‌های آن جامعه نسبت به باورهای خودش شروع می‌شود و به منکرهای بدیع تبدیل و در طی زمان به معروفات جدیدی در فضای اندیشه‌ای نو، تبدیل می‌شود. این روند در مورد تمام معروفاتی که امروز منکر شده اند و جامعه آن را نمی‌پسندد و یا بالعکس، مصداق دارد. بطور مثال در دوره‌ای از تاریخ انقلاب اسلامی‌ایران، داشتن‌های تجملاتی امری ناپسند بود ولی بعد از گذار از یک دوره گرایش ِ بعضی از مسئولان ِ نظام به دارائی‌های نامتعارف و زندگی‌های آنچنانی، بخشی از جامعه که می‌توانست خود را به ثروت‌های بادآورده برساند، رساند و بعضی دیگر نیز که دستشان کوتاه بود، آرزوی زندگی تجملاتی در سر می‌پروراندند. صدا وسیما که روزی نمایشگر زندگی واقعی جامعه بود تبدیل به عرصه‌ای برای نمایش خانه‌های بالاشهر شده بود و فیلم سازی در نماهای جدید کلید خورد. این موضوع راجع به هر پدیده استحاله شده‌ای قابل بازنگری است و جریانات سیاسی مختلف نیز نمی‌شناسد. یا اینکه افشاگری از ندانسته‌ها و زندگی خصوصی افراد در دوره‌ای امری مذموم بود ولی بعد از رفتارهای سیاسی بعضی از مسئولین در دوره‌های بعدی تبدیل به بیان حقایق و شفاف سازی شد و امری معروف گردید.
خوب یا بد، رفتارهای مسئولین فرهنگ ساز است. اگر بخواهیم اصلاحی را در فرهنگ جامعه پدید بیاوریم باید از مسئولین پرسید چگونه عملاً دعوت گر بوده‌اید؟

فرهنگ نقد در جامعه را نمی‌شود در میان افراد جامعه جا انداخت، جز اینکه مسئولین گوش شنیدن نقد داشته باشند و با انتقادات به مثابه تهدیدی برای جایگاهشان نگاه نکنند. منتقدین دلسوزان جامعه اند و رشد جامعه را رقم می‌زنند، اگر شنیده شوند. البته هر طیفی از افراد نیت‌های خوب و بدی ممکن است داشته باشند و نیت خوانی از منتقدین کار آسانی نیست. نمی‌شود گفت کسانی که به نامزدی در انتخابات رأی نداده اند منتقدین مخرب هستند و کسانی که رأی داده اند منتقدین دلسوز! باید برای دریافت بازخوردهای مثبت و منفی از کارها، مسئولین اجرایی سعه صدر بالایی در برابر منتقدین داشته باشند.

آن پیامی‌که از مسئولین دولت تدبیرو امید به گوش می‌رسد، تنگ شدن عرصه نقد بر منتقدین دولت است، حتی اگر نقاط ضعفی چون توزیع عجیب سبد کالا را بر روی میز داشته باشند حالا دیگر نقد به توافقنامه ژنو و دادن یا ندادن حق غنی سازی به جمهوری اسلامی‌ایران جای خود دارد. البته رئیس دولت از مدیریت ضعیف توزیع سبد کالا عذرخواهی نمود ولی پیش از این برخی از رسانه‌های همسو با دولت انگ سیاسی بودن به این انتقاد را زدند.

اتفاقی که از آن نگرانم این است که کم کم منتقدین دولت یازدهم هرکدام با گرفتن برچسبی چون “افراطی”،”مفسدان حامی‌تحریم”، “حسود”، “قانون گریز”، “بی سواد”، “تغذیه شده از جایی مشخص” و … از میدان به در بشوند و بعد از چند سال، برای جامعه دستگیری افراد بدلیل ساده ترین نقدها امری طبیعی شود. البته قبلاً نیز منتقدین مورد عتاب بوده اند ولی مسئولین اجرایی در این زمینه یا سعه صدر خوبی داشته اند و یا با این خصیصه جامعه کنار آمده بودند.
مسلم است که نگارنده هر نوشته و کلامی‌که عنوان نقد بگیرد را نقد نمی‌داند و مشخصاً نقد ِ در چارچوب حقوق و اخلاق اسلامی‌را نقد می‌شناسد.


یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (امتیازی داده نشده)
Loading...

بهمن ۱۰, ۱۳۹۲

حقیقت و واقعیت از “سر به مهر”

در ابتدا و بدون هیچ گونه مقدمه‌ای می‌خواهم از کارگردان فیلم “سربه مهر”، آقای مقدم دوست عمیقاً تشکر کنم. بهرحال شجاعت کسی که دست به ساختن فیلمی‌دینی می‌زند و بدون رودربایسی و ترس از اتهامات مختلف موضوعی با معنایی عمیق و معنوی را فیلم می‌کند، باید ستود. فیلم “سربه مهر” بدون اینکه بخواهد خود را درگیر نماها و صحنه‌های شعاری کند، مفهومی‌کاملاً دینی را محسوس می‌کند و بر روی پرده سینما می‌آورد.

سر به مهر

در داستان “سربه مهر”  حقیقت با واقعیت آمیخته شده است و این راز خسته نشدن مخاطب و عدم شعارزدگی فیلم است. مخاطب فیلم می‌تواند کاملاً موضوعات اجتماعی پیرامون شخصیت اول فیلم را درک کند و ریشه مشکلات او را اگر مقداری پس زمینه‌های دینی داشته باشد، در عدم ارتباطش با خداوند بداند و برایش جای تعجبی نماند که او نماز می‌خواند و آرام می‌شود. فیلم از آن جهت جنبه حقیقت و واقعیت را بهم آمیخته است که هم زندگی واقعی بعضی از دختران جامعه امروز را به نمایش می‌گذارد و هم حقیقتی که شاید از آن غافل باشند، یعنی خدا. نه در بیان واقعیت زندگی تملق و بزرگنمایی و یا سیاه‌نمایی می‌کند  و نه در بیان حقیقت ایده‌آل خواهی می‌کند و انسانی ذهنی و نه قابل تصور در جامعه امروز را نمایش می‌دهد.

واقعیت زندگی “صبا” اینست که دچار ترس و سردرگمی‌و اضطراب شلوغی شهر تهران شده است و به همه چیز فکر می‌کند الّا آن چیز که باید بیاندیشد، درس می‌خواند بدون اینکه بخواهد فلسفه پشت خواندنش را بداند و آینده‌ای را متصور باشد، دچار دنیای مجازی شده است و شخصیت حقیقی اش را پشت شخصیت مجازی اش پنهان می‌کند، ترس از تهیه رزق و روزی اش دارد و مثل مردها به دنبال کار است، ترس از تنها شدنش دارد چراکه هم خونه‌ای اش دارد ازدواج می‌کند، ترس از دست دادن محل زندگی اش را دارد، اضطراب پیداکردن هم خونه ای جدید دارد ولی با همه این مسائل قلب مهربانی دارد که نمی‌تواند مریضی خواهرش را ببیند و پرداخت درمان او را بر نیازهای خودش ترجیح می‌دهد.  همه این‌ها مسائلی است که برای بعضی از دخترانی که به ناچار گرفتار تهران شده اند ممکن است پیش بیاید و این قسمت واقعیت داستان است. ولی قسمت حقیقت ماجرا آنست که راه حل زندگی این دختر سردرگم در دوری از معنویت و خداوند است و او در جریان داستان با طلب حاجتی متوجه  راه حل تمام ترس و اضطراب‌هایش می‌شود و تصمیم می‌گیرد که نماز بخواند. با اینحال که فیلم به حقیقت گمشده زندگی “صبا” می‌پردازد از واقعیت نیز رویگردان نیست. فیلم به زیبایی نشان می‌دهد که این توجه “صبا” به نماز، او را دچار مشکلاتی می‌کند که بخشی از آن ناشی از روحیات خاص اوست و بخشی مسائلی است که ممکن است پیرامون او در جامعه برایش اتفاق بیافتد و این نیز باز هم به محسوس کردن فیلم برای مخاطب کمک کرده است.

نکته مهمی‌که در فیلم نمود دارد، اشاره نامحسوس فیلم به این موضوع است که اگرچه دینداری بهترین گزینه است و لذات معنوی خودش را دارد ولی این راه هم سختی‌های خودش را دارد و باید از این سختی‎ها برای رسیدن به آرامش مستقر عبور کرد.
فیلم به زیبایی “صبا” را در ابتدا کسی که برای طلب حاجتش دست به دامن خدا می‌شود نشان می‌دهد ولی بعد از چند بار نماز خواندن و نیایش، دیگر حاجت دنیایش فرع او می‌شود و او نماز خواندنش را اصل قرار می‌دهد و رسیدن یا نرسیدن به حاجتش را در گرو نمازخواندنش می‌کند.

یکی از دیگر تلطیف‌های فیلم، شخصیت خواهر ِ “صبا”  و برخوردهای او با صبا و نمازخواندن است. او بدون اینکه بخواهد مثل خواهرش درگیر توهمات و سردرگمی‌ها شود و حتی بدون اینکه شکایتی از ضعف بینایی اش بکند، بدون شرم، محرک “صبا” برای نماز خواندن است و به مخاطب اینگونه القاء می‌شود که او نه پیش از این و نه اکنون مشکلی با نماز خواندن ندارد و این روحیه شکر او حتی در مواجهه با معلولیتش ناخواسته به دل مخاطب می‌نشیند.

البته همه این‌ها به معنی بی نقص بودن فیلم نیست بلکه بعضی از مسائل در جریان فیلم برای مخاطب شاید حل نشود. مثلاً چرا “صبا” برای نماز خواندن به فرودگاه پناه می‌برد یا اینکه چرا فیلم هیچ نقطه اوجی ندارد و روند فیلمنامه را از جایی به بعد می‌شود به راحتی حدس زد.

بهرحال ساخت فیلم “سر به مهر” در سینمایی که بیان بعضی مسائل منجر به متهم شدن به دولتی بودن و رانت خور بودن می‌شود شجاعتی ستودنی دارد و باید آن را حتی چندباره هم دید.


یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (امتیازی داده نشده)
Loading...

مهر ۱۹, ۱۳۹۲

درز صحبت‌های ظریف به بیرون از کمیسیون امنیت ملی مجلس

آقای ظریف طبق دعوت کمیسیون امنیت ملی مجلس روز دوشنبه پانزدهم مهر به این کمیسیون رفت. این جلسه با حواشی‌ای همراه شد. صبح روز بعد کیهان در تیتر یک خود از قول ظریف نقل کرد: “مکالمه روحانی با اوباما و دیدار طولانی من با کری نابجا بود.” البته سخنگوی کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز عیناً این صحبت‌ها را به ظریف منتسب کرده بود. ظریف نیز از این نقل قول‌ها ناراحت شده و هم خودش و هم سخنگوی دستگاه دیپلماسی این جملات را تکذیب کردند. این را بعداً آقای ظریف می‌گوید که آمادگی دارد کل صحبت‌هایش را بدون کم و کاستی از صدا و سیما پخش کنند.

بدون اینکه بخواهم قضاوت کنم جملات منتسب به وزیر امور خارجه کشور درست بوده یا نه، نفس انتقال این جملات از جلسه‌ای که یکی از ارکان جلسه می‌گوید و یا به نوعی می‌خواهد محرمانه باشد و به بیرون درز نکند، آیا کار اخلاقی و شرعی و باتوجه به ماهیت جملات، عقلانی‌ای به حساب می‌آید؟ در معارف اسلامی‌مان داریم مجالس در نزد صاحبان آن مجالس امانت است و نباید بدون اذن و اجازه از صاحبان مجالس به بیرون درز کنند. ظریف

پیامبر اکرم صل الله علیه وآله فرمود: «المجالس بالامانه وافشاء سرّ اخیک خیانه فاجتنب؛(۱) مجلس‌هایی که در آن می‌نشینی، امانت است و افشای راز برادرت خیانت، پس از آن پرهیز کن.» همچنین در حدیثی مشابه از امام صادق علیه السلام  داریم که حضرت فرمود: «المجالس بالأمانه و لیس لاحد ان یحدّث بحدیث یکتمه صاحبه الّا باذنه الّا ان یکون ثقه او ذکراً له بخیر؛(۲) مجلس‌هایی که در آن می‌نشینی امانت است و برای کسی روا نیست اگر سخنی را که گوینده آن قصد کتمان آن را دارد، به دیگران بگوید(که این کار خیانت است) مگر این که خود او اجازه دهد و یا فرد مورد اعتماد باشد و او را به خیر یاد کند.»

بهرحال انتشار صحبت‌های وزیر امورخارجه با توجه به تأکید ایشان بر عدم انتشار این مجلس، اقدام نامناسبی بود. رهبر معظم انقلاب نیز بصورت گلایه مانند در بیاناتشان این ضعف و ایراد را قبلا اشاره کرده‌بودند. ” مجالس با امانت همراه باید باشد. یعنی شما با دوستتان نشستید دارید حرف می‌زنید بعضی از مطالب هست که انسان ممکن است در یک جلسه‌ای با دوستی، دوستانی درمیان بگذارد، حاضر نباشد این مطلب را در ملأ عام به همه مردم بگوید، اگر چنانچه این مطلب بوسیله دوستانی که در آن جلسه هستند پخش شد، اعلام شد، اینجا و آنجا گفته شد، به قول رائج معروف در این زمان افشاگری شد(کأنه افشاگری یک ارزش است!، افشاگری می‌کنیم!) اگر اینجور شد برخلاف مقصود گوینده اعلام شده‌است. به خصوص آن هنگامی‌که آن حرف یا آن گوینده حساس هستند، حرف حرف حساسی است یا گوینده، گوینده حساسی است که وقتی حرف از بان او نقل بشود تأثیرات بیشتری خواهد داشت و اگر مخرب باشد آن تأثیرات مضاعف خواهد شد یا زمانه، زمانه اینچنینی است که وقتی حرفی پخش شد آثار سوئی می‌بخشد. این الان مبتلا به همه ماست. جلسه خصوصی حساسی را تشکیل می‌دهند تأکید می‌کنند حرف بیرون این جلسه نرود بعد از دو ساعت سه ساعت، انسان می‌بیند این حرف همین طور بین سایت‌ها و بین زبان‌ها و یک خرده زیادی و یک خرده کم و یک خرده تحریف و این‌ها است. المجالسُ بالامانه. باید عادت کنیم هرچه شنیدیم را نباید بر زبان آورد این فضای جامعه را فضای بیماری می‌کند. این‌ها چیزهایی است که هم خود ما باید رعایت بکنیم و هم به دیگران بگوییم رعایت بکنند.”

می‌بایست دوستان علاقمند به پیروی از رهبر انقلاب به این موضوعات اخلاقی بیشتر توجه کنند و استدلال‌های عجیبی ارائه نکنند. 

——————————-

۱)بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۸۹٫
۲)اصول کافی، ج ۲، ص ۶۶۰٫


یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره (1 امتیاز, میانگین: 5٫00 از 5)
Loading...